تبلیغات
شهاب های آسمانی - عشق...
 عشق... ...

ای عشق ای گل ایستاده ی من در آنسوی زمان و حواس.

ای کسی که لبانت بوسه ای که در پوست من صلیبی از یاسمن نقش می زند.

یک بار به خواب من بیا تا جنونم برگردد!

ای عشق!از تو دور شدم تا به تو نزدیک شوم و زمان را

 یافتم.اکنون با زمان معاشقه می کنم.

و من آتش عشق را در صاعقه ی معشوقم ربودم برایم چیزی باقی

 نمانده جز آنکه در سایه ای که سایه ی توست آواره شوم برایم

چیزی باقی نمانده جز آنکه در صدایی که صدای توست ساکن شوم

 و اکنون

صلیبی در خیابان پشتی ایستاده است......


نوشته شده توسط سمیه در جمعه 29 آذر 1387 و ساعت 09:24 ب.ظ
 نوشته های پیشین
+ زود بیاید
+ یادته
+ منتظرتونم
+ عشق
+ بر تو می گویم
+ در یک صبح
+ گوسفند شدن مجنون
+ خداوند
+ ماه آلایش خود
+ به راستی
+ رفیق
+ قوانین عشقی نیوتن
+ بیان عشق
+ دیگه تو رو ندارم
+ مرا به خاطر بیاور

صفحات :