تبلیغات
شهاب های آسمانی - عاشقی که معشوق را می کشت
 عاشقی که معشوق را می کشت ... مکتب عشق ,

مردی بود صاحب کمال که عاشق زیبارویی شد. از قضای روزگار معشوق آن مرد دلداده بیمار

 

شد.

 

به مرد عاشق خبر دادند که معشوق تو در بستر مرگ است,کاردی در دست گرفت و دوان دوان

 

رفت و می گفت جانان خودم را خواهم کشت تا به مرگ خود نمیرد و به دست من بمیرد.

 

مردم گفتند: در این کشتن تو چه حکمتی است.از کشتن دست بردار او خود در همین ساعت

 

خواهدمرد.

 

گفت:اگر یار به دست من کشته شود مرا نیز در قصاص می کشند و در قیامت مرا در حضور او

 

چون شمع می سوزانند امروز به خاطر او کشته می شوم و فردای قیامت به خاطر او مرا در

 

آتش جهنم می سوزانند.همین برای من کافی است .بنابراین کامرانی من در دو جهان خواهد

 

بود و مرا کشته ی او یا سوخته ی او خواهند گفت.

 

 

 


نوشته شده توسط سمیه در یکشنبه 1 شهریور 1388 و ساعت 08:39 ب.ظ
 نوشته های پیشین
+ زود بیاید
+ یادته
+ منتظرتونم
+ عشق
+ بر تو می گویم
+ در یک صبح
+ گوسفند شدن مجنون
+ خداوند
+ ماه آلایش خود
+ به راستی
+ رفیق
+ قوانین عشقی نیوتن
+ بیان عشق
+ دیگه تو رو ندارم
+ مرا به خاطر بیاور

صفحات :