تبلیغات
شهاب های آسمانی - در یک صبح
 در یک صبح ... مکتب عشق ,

در یک صبح زود

 

وقتی پرده های سیاه و کبود شب کنار زده شد

 

هنگامی که خورشید سرش را از بالش قله های کوه بلند کرد دید که:

 

دره ها پر شده از موسم عشق

 

و بر شاخه های خاطرات شکوفه های بیشماری از لحظات گذشته جوانه زده

 

آرزوهای ناگفتنی و ناشنیدنی

 

نیمه خواب ,نیمه بیدار

 

خواب آلود به زندگی نگاه می کنند

 

و زندگی موج در موج در تکاپوست

 

لحظه ها تازه هستند مثل گذشته ها

 

بله همان زندگی که با عشق و حسرت احاطه شده

 

وصال و همچنین فراق و این احساس

 

که زمان مثل رودخانه ای جاریست و در حالی که در جریان است زمزمه می کند:

 

دره ها از موسم عشق لبریزه

 

و بر شاخه های خاطرات شکوفه های بیشماری

 

از لحظات گذشته جوانه زده.....................

 

                           88/06/26    روز بیست و نهم


نوشته شده توسط سمیه در پنجشنبه 26 شهریور 1388 و ساعت 11:27 ب.ظ
 نوشته های پیشین
+ زود بیاید
+ یادته
+ منتظرتونم
+ عشق
+ بر تو می گویم
+ در یک صبح
+ گوسفند شدن مجنون
+ خداوند
+ ماه آلایش خود
+ به راستی
+ رفیق
+ قوانین عشقی نیوتن
+ بیان عشق
+ دیگه تو رو ندارم
+ مرا به خاطر بیاور

صفحات :